السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

853

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

آدم به موسى گفت : اى فرزندم ، دربارهء آنچه در مورد ماجراى اين درخت بر سر پدرت آمد ، از روى محبت با وى مدارا كن . ( اى فرزندم ! ) دشمن من از راه مكر و نيرنگ وارد شد و در مشورتش براى من به خدا سوگند ياد كرد كه او حتماً از خيرخواهان است . . . و براى من به خدا سوگند دروغ خورد كه وى از خيرخواهان است و اى موسى ! من گمان نمىكردم كه كسى سوگند دروغ به خداوند بخورد ، از اين رو به سوگندش اعتماد كردم و اين عذر من است . . . » باب 43 سوگند اسامه بر نكشتن شخص مسلمان و بهانه وى براى عدم حضور در جنگ‌هاى على عليه السلام 1089 - ( 1 ) عبدالرحمان بن حجاج از امام صادق عليه السلام از نياكانش عليهم السلام روايت مىكند كه فرمود : « على عليه السلام به حاكم مدينه نوشت : به سعد و ابن عمر چيزى از غنايم نپرداز ، ولى من حتماً عذر اسامة بن زيد را دربارهء سوگندى كه عهدهء اوست ، پذيرفتم . » 1090 - ( 2 ) در تفسير قمى دربارهء اين آيه : « اى مؤمنان ، هرگاه در راه خدا مسافرت مىكنيد ، پس بررسى كنيد و به كسى كه به شما سلام گويد و اظهار اسلام كند نگوييد تو مؤمن نيستى ، در حالى كه كالاى دنيا را مىجوييد . » آمده است : « اين آيه در بازگشت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از نبرد خيبر نازل شد . آن حضرت اسامة بن زيد را همراه سوارانى به قريه‌هاى يهوديان در ناحيه خيبر فرستاد ، تا آنان را به اسلام دعوت كند . در يكى از دهكده‌ها ، در ميان يهوديان شخصى به نام مرداس بن نهيك فدكى بود . وى وقتى از آمدن سپاه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله باخبر شد خانواده و اموالش را به گوشه‌اى از يك كوه منتقل كرد و [ هنگامى كه مسلمانان آمدند ] شروع كرد بگويد : گواهى مىدهم كه خدايى جز خداى يگانه نيست و اين محمّد صلى الله عليه و آله فرستاده خداست . آن‌گاه اسامة بن زيد از آنجا گذشت و با نيزه به او ضربه زد و او را كشت . وقتى نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بازگشت ماجرا را براى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بازگو كرد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به وى فرمود : آيا كسى را كشتى كه به يگانگى خدا و رسالت من گواهى داد ؟ . اسامه گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ! تنها براى نجات از كشته شدن آن را گفت . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : تو كه پرده از قلب او بر نداشتى و گفتارش را با زبان نپذيرفتى و از آنچه در درونش بود ، آگاهى نيافتى . پس از اين ماجرا اسامه سوگند ياد كرد كه هركس را كه به يگانگى خدا و رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله شهادت دهد ، نكشد . از اين رو در جنگ‌هاى حضرت على عليه السلام با وى همراهى نكرد و خداوند دربارهء اين ماجرا اين آيه را نازل فرمود : « و به كسى كه به شما سلام مىدهد و اظهار اسلام مىكند ، نگوييد : تو مؤمن نيستى . . . »